X
تبلیغات
نظام آموزشی ایران

نظام آموزشی ایران

نظام آموزشی

تغییر ساختار آموزشی که وزارت آموزش و پرورش از سال 88 تاکنون دنبال آن است امسال با اضافه شدن سال ششم ابتدایی عملا و ناگهانی اجرا می شود. اما معاون آموزش ابتدایی از یک تغییر دیگر هم خبر می دهد؛دوپاره شدن ابتدایی
 
به گزارش خبرآنلاین؛ پیش از این هم آموزش و پرورش اعلام کرده بود ساختار جدید آموزشی در نهایت به سمت چهار دوره سه ساله پیش می رود، اما قرار نبود از همین ابتدا این تغییر هم اجرا شود.
 
با این حال فاطمه قربان به ایسنا گفته: "یکی از برنامه‌هایی که امسال برای مدارس ابتدایی در نظر گرفته شده است، تحصیل دانش آموزان اول تا سوم و چهارم تا ششم در مدارس جداگانه است و یا اینکه اول تا ششم ابتدایی باید در یک مدرسه و در یک نوبت تحصیل کنند."
 
پیش از این کارشناسان و نماینده های مجلس از آموزش و پرورش پرسیده بودند برای آسیب هایی حضور کودکان 6 تا 13 ساله در یک محیط آموزشی چه راهکاری دارد که در نهایت هم دو پاره شدن دوره ابتدایی در پاسخ عنوان شد.
 
البته این اتفاق می تواند منتقدان 6-3-3 را کمی راضی کند، اما نکته اینجاست که فضای آموزشی دوره ابتدایی در شرایط فعلی در شهرهای بزرگ هم با کمبود مواجه است و اضافه شدن حتی کلاس ششم هم دردسر های کمبود فضای آموزشی برای مدیران مدارس داشت. اکنون به نظر می رسد نصف شدن دوره ابتدایی هم برای خودش با بحران فضای آموزشی همراه باشد. هرچند به نظر می رسد این برنامه، امسال به طور گسترده اجرا نشود.
 
ضمن اینکه فاطمه قربان گفته هنوز 15 درصد مدارس ابتدایی، دو نوبته هستند: با تمام تلاش‌هایی که صورت گرفته، پیش‌بینی می‌شود امسال حدود 85 درصد از مدارس ابتدایی کشور در نوبت صبح به صورت ثابت تحت پوشش قرار بگیرند و در سالهای آینده باید همه مدارس ابتدایی را به نوبت صبح منتقل کنیم.
 
 
 
سال ششمی ها نمره می گیرند
 
اما یکی از تفاوت های سال ششم ابتدایی با اول تا پنجم، نوع ارزشیابی دانش آموزان است. به گفته معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش بر اساس مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، ارزشیابی این پایه به صورت نمره محور است: با توجه به اینکه ارزشیابی توصیفی از چندسال پیش در مقطع ابتدایی آغاز شده، امسال نیز ارزشیابی تحصیلی در 100 درصد پایه‌های اول تا چهارم توصیفی و در پایه پنجم نیز پوشش 30 درصدی خواهد داشت.
 
قربان گفت: تا اجرای کامل طرح ارزشیابی توصیفی در مقطع ابتدایی دو سال زمان داریم، لذا باید همه جوانب آن در پایه ششم بررسی شود، چراکه این پایه آخرین سال تحصیل دانش آموزان در مقطع ابتدایی است و با توجه به اینکه دانش آموزان وارد سه ساله اول متوسطه نظام آموزشی جدید می‌شوند، باید نحوه ارزشیابی تحصیلی این پایه بررسی و به تایید و تصویب شورای عالی آموزش و پرورش برسد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1391ساعت 11:8  توسط رضا شعبانی  | 

تاریخچه ای از نظام آموزش و پرورش در ایران

تاریخچه ای از نظام آموزش و پرورش در ایران
نظام آموزش و پرورش نوین ایران از کودکستان ها، دبستان ها، مدارس راهنمایی، دبیرستان ها، دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است مقدمات ایجاد این نظام، از زمان تأسیس دارالفنون در سال 1268 هجری قمری و وزارت علوم در 1272 هجری قمری فراهم شد و بعد از انقلاب مشروطه به تدریج سازمان و تشکل یافت.تا زمان مشروطیت و حتی چند دهه بعد از آن، مکتب خانه های سنتی عوامل عمده ی آموزش و پرورش محسوب می شدند. بعد از تعلیمات مکتبی، خانواده های مرفه به وسیله ی معلمان خصوصی، زمینه ی آموزش بیشتر فرزندان خود را فراهم می کردند. چنین آموزشی غالباً غیر دینی بود.
در این دوران تعداد معدودی مدارس جدید به وسیله ی میسیونرهای مذهبی و فرهنگ دوستان و تحصیل کرده های خارج و تعدادی نیز به وسیله ی دولت ایجاد شد. تأسیس این مدارس که برنامه های آموزشی آن ها تحت تأثیر نفوذ فرهنگ و تمدن اروپایی بود، در بنیان گرفتن آموزش و پرورش جدید سهم بسزایی داشت.
در سال 1320 هجری قمری، تقریباً 17 مدرسه ی ابتدایی جدید در تهران و سایر شهرستان ها وجود داشت که آموزش و پرورش فرزندان قلیلی از شهرنشین ها و خانواده های مرفه را عهده دار بودند.
انقلاب مشروطه، صدور فرمان و تدوین قانون اساسی و متمم آن در سال های 1324 و 1325 هجری قمری، زمینه ی نضج نظام آموزش و پرورش را فراهم ساخت و هم زمان با آن، تقاضاهای اجتماعی برای آموزش و پرورش افراد جامعه نیز فزونی گرفت.
اصل هجدهم متمم قانون اساسی مشروطیت، تحصیل و تعلیم علوم و معارف و صنایع را (مگر آن چه شرعاً ممنوع باشد) آزاد اعلام کرد و اصل نوزدهم به تمرکز بودن آموزش و پرورش و مسئولیت دولت در تأسیس و اداره ی مدارس اشاره می کرد: «تأسیس مدارس با مخارج دولتی و ملی و تحصیل اجباری باید مطابق قانون وزارت علوم و معارف مقرر شود و تمام مدارس و مکاتب باید تحت ریاست و مراقبت وزارت علوم و معارف باشد».
در سال 1298 هجری شمسی، قانون اداری وزارت معارف و به دنبال آن قانون اساسی فرهنگ تصویب و سازمان، وظایف و فعالیت های آن معین شد.
در این قوانین نوع فعالیت ها و اقداماتی که می بایست در نظام آموزش و پرورش به منظور اشاعه ی فرهنگ و پرورش ذهنی و بدنی و کسب علم و دانش و تحقق سایر هدف های آموزش و پرورش صورت گیرند تعیین شدند، از آن جمله تعلیمات اجباری، تربیت معلم، اعزام محصل به خارج، تأسیس مؤسسات تحقیقی، جمع آوری آمارهای آموزشی و تأسیس کتابخانه ها، در واقع کارکردهایی است که به تدریج در آموزش و پرورش جامعه ی ما نهادی شدند. علاوه بر این ها در قانون اخیر صریحاً قید شده بود که وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) عهده دار هزینه های مدارس ابتدایی شهر و روستا خواهد بود و این هزینه ها را به موجب قانون از طریق اخذ مالیات تأمین خواهد کرد. در سال 1300 شمسی قانون تشکیل شورای عالی فرهنگ به تصویب رسید. به این شورا که نقش قانون گذار نظام آموزش و پرورش را عهده دار بود، وظایفی در زمینه ی تدوین آیین نامه ها و امور فنی مدارس از قبیل امتحانات و برنامه ها و ارزشیابی تحصیلات محول شد.
قوانین فوق خطوط اصلی نظام آموزش و پرورش را مشخص کردند و آن ها را در چهار اصل زیر خلاصه کردند:
1. دولت مسئولیت کنترل و اداره ی تمام سطوح آموزشی را عهده دار است.
2. تأسیس مدارس در شهر و روستا بر عهده دولت است.
3. استخدام و تربیت معلم و تدوین و تصویب برنامه های آموزشی از وظایف دولت است.
4. آموزش و پرورش ابتدایی اجباری و رایگان است.
اصول فوق ساختار و مأموریت های نظام آموزش و پرورش را در دوران بعد از مشروطیت روشن می سازند. گر چه در دوره های بعد گسترش آموزش و پرورش تغییراتی در نظام ایجاد کرد، ولی ویژگی مهم نظام، برخورداری از کنترل دولتی و سازمان متمرکز آن بود. وزارتخانه هایی که به مرور تأسیس و مأموریت انجام کارکردهای آموزشی و پرورشی را عهده دار شدند از ساختار مدیریتی متمرکز برخوردار بودند و بر مدارس و فعالیت های آن ها از لحاظ خط مشی ها، برنامه های آموزشی، کتب درسی و غیره نظارت داشتند.
دوره ی بعد از مشروطیت تا ظهور رضا شاه را می توان دوره ی عدم ثبات اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور دانست. هنوز بعد از دگرگون شدن نظام حکومتی و استقرار نظام جدید، دستگاه حکومتی کارآمدی به وجود نیامده بود و به علت مسائل و مشکلات داخلی و مداخلات خارجی، در زمینه ی آموزش و پرورش چندان گام مهمی برداشته نشد و با وجود تلاش های صدر مشروطیت و هدف ها و برنامه های پیش بینی شده، فقط چند مدرسه تأسیس شد و تعداد دانش آموزان چندان تغییری نکرد.
در سال 1304 شمسی و با روی کار آمدن رضا شاه بیشترین کوشش ها در جهت تقویت و تجدید سازمان ارتش و استقرار یک حکومت مرکزی مصروف شد، لذا به آموزش و پرورش توجه چندانی مبذول نشد، با این وجود قدم های برداشته شده مبنای اقدامات آینده گردید. در این دوره برنامه ی تحصیلات ابتدایی و متوسط (6 سال ابتدایی و 6 سال متوسطه) تدوین شد که به موجب آن در پایان هر شش سال می بایستی امتحانات به عمل آید. تأسیس دانشسراهای مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 شمسی اساس اقدامات آتی را فراهم کردند.
از مشخصات نظام آموزش و پرورش در این دوره ی اعمال کنترل دولت بر تمام مدارس و آموزشگاه های خصوصی و دولتی است. دولت در جوار سایر اقدامات خود برای ایجاد حکومت مرکزی مقتدر از مدارس به منظور اشاعه ی فرهنگ و ایجاد وحدت ملی استفاده کرد، در نتیجه در این سال ها بر فرهنگ باستانی و میراث فرهنگی پیش از اسلام تأکید گردید.
آموزش مدرسه ای غالباً به تربیت مستخدمین کشوری و بوروکرات ها انجامید و در نتیجه اکثریت مردم از آن بی بهره ماندند.
در سال 1322 هجری شمسی، قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید که به موجب آن، دولت ملزم به تعمیم آموزش ابتدایی اجباری و همگانی طی ده سال آتی شد. این قانون هم چنین تصریح می کرد که برنامه های آموزشی و کتب درسی ابتدایی باید با توجه به نیازها و ویژگی های گوناگون مناطق مختلف کشور تهیه شود و وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) مسئولیت طبع کتب و اصلاح محتوای آن ها را داشته باشد.
در سال 1345 هدف ها، سازمان، تشکیلات و برنامه های نظام آموزش و پرورش دستخوش تغییراتی شد. از جمله ی این هدف ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. تأکید بر سواد آموزی و تعمیم آموزش اجباری، مخصوصاً در سطح روستاها
2. پرورش سیاسی برای مشارکت فعال در زندگی سیاسی و اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون
3. پرورش نیروی انسانی ماهر و متخصص
4. پرورش ذوق هنری و جسمی
در نتیجه در نظام جدید دوره های تحصیلی به کودکستان، دبستان (به مدت 5 سال) مدرسه ی راهنمایی (3 سال) و دبیرستان (4 سال) تقسیم شد و سرانجام به منظور اجرایی تعلیمات ابتدایی اجباری در سطح روستاها، سپاه دانش تأسیس و مأمور تعمیم آموزش ابتدایی در اقصی نقاط کشور شد. در اجرای هدف های فوق آموزش و پرورش در سطوح ابتدایی و راهنمایی و عالی از لحاظ تنوع و کمیت توسعه یافت.
بررسی عملکردهای آموزشی و پرورشی از زمان انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی 1357 نشان می دهد که با وجود پیش بینی ها و قوانین مصوبه، تعمیم آموزش ابتدایی در این مدت طولانی با مشکلاتی همراه بود و دولت های وقت عملاً از عهده ی اجرای قوانین مصوب و تحقق هدف های آموزشی کشور بر نیامدند و سایر جنبه های آموزش و پرورش از جمله فلسفه، سیاست، خط مشی ها، رویه ها، برنامه ها، سازمان و مدیریت آن نیز به علت ناهماهنگی با ویژگی های فرهنگی و نیازهای عمومی جامعه کار آمد و مؤثر واقع نشدند.
به طور کلی نتایج عملکرد آموزشی و پرورشی ایران چنین بود:
1. ایجاد سازمانی با قدرت متمرکز که بتواند تمام جوانب آموزش و پرورش را تحت کنترل و نظارت درآورد، در نتیجه مشارکت مردم و گروه های اجتماعی در آن میسر نشدند.
2. انتقال صرف معلومات از معلم به شاگرد و در نتیجه عدم رشد خلاقیت فکری در او
3. توزیع نامتناسب امکانات آموزشی و پرورشی میان شهر و روستا
4. عدم هماهنگی آموزش و پرورش با نیازهای عمومی اقتصاد کشور
5. کوتاهی در امر تربیت معلم و ترویج اصول و روش های جدید آموزشی
مهم ترین علت نابسامانی نظام آموزش و پرورش، فساد حکومت ها و دولت های حاکم بر ایران بود. چنین دولت هایی نمی توانستند آموزش و پرورشی در جهت صلاح و پیشرفت ملت ایران داشته باشند. زیرا شرط اول داشتن یک نظام آموزش و پرورش مناسب و مفید به حال ملت، مستقل بودن حکومت است.
حکومت وابسته به بیگانه، برده وار به دنبال بیگانه کشیده می شود. تسلط بیگانه بر آموزش و پرورش که از راه تسلط بر حکومت حاصل شده بود، سبب شد تا رابطه ی آموزش و پرورش با فرهنگ مذهبی و بومی قطع شود.
در آموزش و پرورش مستقل، برنامه ریزی ها با الهام از ارزش ها و نیازهای واقعی خود جامعه خواهد بود، اما وابستگی حکومت به بیگانه، آموزش و پرورش را نیز وابسته خواهد کرد و وابستگی در آموزش و پرورش سر حلقه و سر آغاز سایر وابستگی هاست ، زیرا از نسلی که به وسیله ی آموزش و پرورش وابسته به بیگانه تربیت شود، همان جامعه ای به وجود خواهد آمد که بیگانه می پسندد و به همین دلیل است که استعمارگران برای تسلط بر یک کشور همواره می کوشند تا بر آموزش و پرورش آن کشور تسلط پیدا کنند.
دشمن با تسلط بر آموزش و پرورش، جهان بینی و ایدئولوژی خود را به عموم مردم تعلیم می دهد و منش و بینش افراد را چنان می سازد تا به دلخواه او فکر کنند و به سود او عمل نمایند. اگر استعمارگران در تسلط بر آموزش و پرورش موفق شوند، افراد جامعه، ناخودآگاه در مسیر خدمت به بیگانه قرار می گیرند. آنان چنان می اندیشند که بیگانه می خواهد، اما می پندارند که این، اندیشه ی خود آنان است، در حقیقت استعمار زدگان از خود بیگانه می شوند و هویت حقیقی و اصیل خود را از دست می دهند.
در استعمار نو، استعمارگر مانند شیوه ی کهن استعمار، حضور صریح و آشکار ندارد. او توسط سازمان فراماسونری و کلوپ روتاری، مدیران دلخواه را روی کار آورده و توسط آنان به اهداف خود دست می یابد.
این مدیران که اسامی آنان در متن تحقیق آمده است، در اجزای حکومت از جمله سه قوه ی مقننه، مجریه و قضاییه نفوذ کرده و از طریق ایجاد یک ساختار متمرکز و برنامه ریزی کنترل شده، بر کلیه ی نهادهای جامعه از جمله آموزش و پرورش مسلط می شوند.
به طور کلی باید گفت اگر برنامه ریزی براساس اهداف پنهانی فراماسونری صورت گیرد (که گرفته است)، نتیجه اش جز ایجاد یک نظام آموزش و پرورش تقلیدی نیست، بنابر این به عبارتی می توان گفت که مسلط شدن فراماسونرها و روتارین ها بر اجزای حکومت مهم ترین عامل نابسامانی در آموزش و پرورش بوده است. البته عواملی چون رشد جمعیت و نظام اقتصادی تک محصولی را نیز که بر آموزش و پرورش تأثیر گذار هستند باید در نظر گرفت.
اجرای اصول جهان بینی و ایدئولوژی فراماسونرها در آموزش و پرورش باعث ایجاد سیستمی گردید که نتایج زیر را به همراه داشت:
1. گسیختگی فرهنگی
نظام آموزش و پرورش ایران از بستر تاریخ و فرهنگ ایران به وجود نیامده و به عبارت دیگر بر اثر تحولات فکری و اجتماعی جامعه ایجاد نشده است. اموری از قبیل فرهنگ و نظام و روش های آموزش و پرورش را نباید با ماشین آلات کارخانه ها اشتباه کرد. یک دستگاه ساخت یک کشور غربی را می توان خرید و به سرعت به یک کشور دور دست انتقال داد، اما یک نهاد اجتماعی به وسعت آموزش و پرورش چیزی نیست که بتوان آن را به سرعت از جایی به جایی انتقال داد. آن چه در کشور ما در تأسیس و ترویج آموزش و پرورش غربی روی داد، فرار از فرهنگ اسلامی و ملی جامعه و تقلید از غرب بود. نظام جدید، به علت آن که از خارج وارد شده و از نظام جاری جامعه گسیخته بود، اولاً در ذهن توده های مردم جایگاه مناسب خود را نیافته بود و ثانیاً چون نتیجه ی رشد طبیعی خود جامعه نبود با سایر نهادهای اجتماعی و بخش های مختلف جامعه تناسب و هماهنگی لازم را نداشت. این نظام هر چند در غرب مفید واقع شده بود ولی در کشور ما به منزله ی میوه ای بود که آن را بر درختی بسته باشند.
2. تعمیم الگوی واحد تحصیلی
منظور از تعمیم الگوی واحد تحصیلی، گسترش دبیرستان های نظری در همه ی مناطق کشور می باشد، در حالی که هر منطقه ای با توجه به ویژگی های اقلیمی و اقتصاد و اجتماعی خود آموزش خاصی را طلب می کند.
نظام آموزش و پرورش، طی پنجاه سال گذشته ماشینی به نام دبیرستان اختراع کرده که از یک طرف جوانان را بلعیده و از طرف دیگر آن ها را به صورت دیپلمه بیرون داده است. اینک به نتایج سوء اجتماعی این کارخانه (دیپلمه سازی) که به صورت یک بیماری همه گیر، همه جای ایران را فراگرفته است اشاره می کنیم:
الف: تلف شدن نیروی انسانی کشور، گسترش الگوی واحد دبیرستان و دیپلم سازی و رها کردن دیپلمه ها در پشت درهای بسته سبب شده است تا جوانان کشور که سرمایه ی واقعی جامعه هستند، به جای آن که به صورت نیروهای فعال و مفید برای تولید و خدمات لازم اجتماعی ساخته شوند به دیپلمه هایی مبدل شوند که نمی توانند سهمی در تولید اقتصادی داشته باشند و ما هر ساله شاهد دیپلمه شدن صدها هزار جوان هستیم که برای هیچ یک از زمینه های مورد نیاز جامعه آموزش ندیده و مهارت نیافته اند.
ب: یکی دیگر از نتایج گسترش الگوی دبیرستانی، افزایش تقاضای ورود به دانشگاه هاست. وقتی ما به دانش آموزان چیزهایی می آموزیم که فقط به درد ورود به دانشگاه می خورد، طبیعتاً باید منتظر باشیم که مهم ترین آرزوی هر جوان دیپلمه ورود به دانشگاه باشد، در حالی که حتی امروزه دانشگاه ها نتوانسته اند بیش از هفت درصد دیپلمه ها را بپذیرند و این حالت سرانجام موجب پیدایش یک پدیده ی اجتماعی به نام کنکور شده است که هر سال از سال پیش سخت تر و ترسناک تر می شود، به طوری که همواره یکی از مسائل پیچیده و لاینحل جوانان بوده و چه بسیار عوارض روانی و سرخوردگی ها و یأس ها به دنبال رد شدن در کنکور پدید آمده است.
ایجاد چنین وضعی خود به خودی و ناآگاهانه نیست، بلکه به کارگیری ساختار متمرکز و بدون انعطاف، آن هم در یک محیط آموزشی و فرهنگی توسط مدیران فراماسونر، پدیده فوق را مسلماً در جهت منافع جامعه و پیشرفت آن را مد نظر قرار نخواهد داد، زیرا براساس اصول ایدئولوژی فراماسونری همه ی فعالیت ها باید در راستای اهداف لژها باشد لذا نهاد آموزش و پرورش به یک نهاد صوری تبدیل شده که نه تنها در راستای استقلال و توسعه ی جامعه قرار نمی گیرد، بلکه عملکرد از نابود کردن منابع انسانی و مالی کشور نخواهد داشت.
از نظر علم مدیریت، هنگامی که ساختار متمرکز باشد و برنامه ریزی در رأس انجام گیرد، سبک مدیریت و نحوه ی اداره ی امور هدف گرا می باشد. در این سبک، مدیر سعی دارد به هر نحوی که باشد هدف سازمان را برآورده کرده و بدون توجه کامل به روابط انسانی بین اعضا، در سرو سامان دادن به امور جاری سازمان کوشش کند و مدیر به تنهایی مسئولیت طرح و برنامه ریزی، نظارت بر اجرای برنامه ها و کنترل آن ها را به عهده بگیرد. اعمال مدیریت هدف گرا به عضو، چون مهره ای که تا زمان فرسایش مورد استفاده است توجه می کند.
اعمال چنین مدیریتی نمی تواند سازمان های اجتماعی، به ویژه سازمان های آموزشی و فرهنگی را که برای رفع نیازهای جمعی به وجود می آیند بارور سازد.
کیهان 23/5/78 روز شنبه ص 14
اگر به سخنان جناب آقای مظفر وزیر محترم آموزش و پرورش دقت کنیم باید بگوییم با وجود آن که بیست سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد هنوز وزارت آموزش و پرورش نتوانسته است ساختار متمرکز و ناکارآمد حاکم بر این نهاد را تغییر دهد. پس به عبارتی می توان گفت که بیست سال دیگر هم منابع انسانی و مالی ایران به باد رفته است.
براساس اصل کاسموپولیتیسم همه ی دولت های جهان باید زیر پرچم آبی رنگ فراماسونری جمع شوند و این جمع شدن به گونه ای است که نظام های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای جهان سوم نباید در تضاد با غرب قرار گیرند. البته این امر توسط سازمان های بین المللی که کنترل آن ها در دست قدرت های غربی است صورت می گیرد. از مهم ترین این سازمان ها می توان از بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و شرکت های چند ملیتی نام برد. عملکرد این سازمان ها در کشورهای جهان سوم منجر به ایجاد صنایع مونتاژ و تک محصولی کردن اقتصاد این گونه کشورها می گردد.
توسعه یافتگی کشورهای غربی و نقش محوری آن ها در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باعث می شود که آنان در مرکز دایره و بقیه در پیرامون قرار گیرند.
در زمینه ی فرهنگی باید گفت که امروزه کشورهای پیشرفته ی غربی از طریق شبکه ی اینترنت، ماهواره و سایر رسانه های جمعی به راحتی فرهنگ کشورهای پیرامونی را مورد تهاجم قرار داده اند و نیز ایجاد مؤسسه های فرهنگی یکی دیگر از راه های کنترل و هدایت روابط فرهنگی به شمار می آید. بنیاد فرهنگی فورد، بنیاد فرهنگی کارنگی و بنیاد فرهنگی راکفلر از جمله مؤسسه هایی هستند که در سطح جهانی به تولید، انتقال فرهنگ می پردازند. این مؤسسه ها زیر نظر گروه های تجاری و سرمایه داری اداره و کنترل می شوند. آن ها با اعطای کمک و بورس تحصیلی به اتباع خارجی برای تحصیل، به تربیت نخبگان فکری جوامع جهان سوم می پردازند و از این طریق تلاش می کنند تا سیاست خارجی این جوامع را در جهت مورد نظر خود هدایت کنند. از مهم ترین این نخبگان در ایران می توانیم از دکتر جهان شاه صالح و پرفسور فضل الله رضا و مهندس شریف امامی و مهندس عبدالله ریاضی که همگی عضو لژهای فراماسونری و کلوپ های روتاری بودند، نام ببریم.
چشم اندازی به وضع آموزش و پرورش ایران در دهه ی چهل از نظر روتارین ها
خانم فرخ رو پارسای وزیر آموزش و پرورش در تیر ماه 1350 در هتل اینترکنتینانتال تهران و در یک سخنرانی در جلسه ی کلوپ روتاری شمال مطالبی درباره ی آموزش و پرورش ایران که مربوط به برنامه های چهارم و پنجم می باشد، برای روتارین ها بازگو می کند.
متن این سخنرانی در بولتن هفتگی کلوپ روتاری شمال به شماره 320 درج شده است که عیناً در این پژوهش خواهد آمد که با خواندن آن می توان به طور اجمال به اطلاعاتی درباره ی مسائل آموزشی دست یافت.
«روتارین شهباز ریاست کلوپ روتاری شمال تهران به حضار و میهمانان خیر مقدم گفتند و سپس سخنران این هفته را معرفی نمودند.
ورتارین شهباز اظهار داشتند:
سخنران امروز ما جناب خانم فرخ رو پارسای هستند که در جلسات عدیده در زمینه ی انقلاب آموزشی و ایجاد جنبش و تحرک در این رکن اجتماعی و فرهنگی، سخنرانی هایی ایراد فرموده اند. همان طور که می دانید در چند سال اخیر در کشور کارهای مهمی انجام گرفته است و به خصوص در زمینه آموزش و پرورش تغییرات چشم گیری پدید آمده است و به همین سبب دوستان روتاری ما مشتاق بوده اند که در خلوت دوستی و صفا با جناب وزیر آموزش و پرورش صحبت داشته باشند.
بنده بسیار مفتخرم که جناب خانم دکتر فرخ رو پارسای را به عنوان سخنران جلسه ی امروز معرفی کرده و ابتدا مختصری درباره ی زندگی نامه ی ایشان بیان کنم.
جناب خانم دکتر فرخ رو پارسای پس از اخذ لیسانس در رشته ی علوم طبیعی و تعلیم و تربیت، خدمت دبیری را در دبیرستان رضا شاه کبیر آغاز کردند و دو سال بعد وارد دانشکده ی پزشکی شدند و در سال 1329 از دانشکده ی مزبور فارغ التحصیل گشتند، اما به مناسبت علاقه ای که به کار تعلیم و تربیت داشتند از معلومات پزشکی در تعلیم و تربیت اطفال استفاده کردند و از پزشکی به مفهوم حرفه ای استفاده نکردند.
در سال 1336 ایشان به سمت ریاست یکی از بزرگ ترین دبیرستان های دخترانه ی پایتخت انتخاب و در سال 1342 به نمایندگی مجلس برگزیده شدند و به عضویت هیأت رئیسه ی دوره 21 مجلس درآمدند و در اردیبهشت 1344 به معاونت وزارت آموزش و پرورش رسیده و از 6 شهریور 1347 به مقام وزارت آموزش و پرورش منصوب شدند.
ایشان غیر از خدمات اداری، خدمات اجتماعی زیادی انجام داده اند که به طور اختصار به عرضتان می رسانم:
1. ایجاد و تأسیس نجمن بانوان فرهنگی
2. تهیه ی برنامه ی آموزشگاه خدمات اجتماعی
3. رئیس جمعیت زنان دانشگاه
4. رئیس کمیسیون فرهنگی شورای عالی جمعیت های زنان
ضمناً ایشان تألیفات چندی دارند که یک سری کتب مربوط به روش های جدید بهداشت پرستاری برای زنان جوان و کتاب زن در ایران باستان از آن جمله اند.
تدوام معضل بیسوادی، نشان گر ناتوانی نظام آموزشی
با خواندن گزارش خانم فرخ رو پارسای در کلوپ روتاری، اهداف برنامه ریزی های آموزشی در رژیم گذشته افقهای مطلوبی را به ذهن متبادر می نماید. لیکن یادآوری این نکته لازم است که در تحلیل برنامه ریزی (از جمله برنامه ریزی آموزشی) به مثابه فرایندی عام و پدیده ای جامع، جمع بندی کلیه ی عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و به ویژه تأثیر نظر گاه های سیاسی دولتمردان در یک جامعه، برای حصول نتایج واقعی و منطقی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
عملکرد نامطلوب نظام گذشته در ایران و نتایج حاصل از بیش از دو دهه برنامه ریزی به طور عام و برنامه ریزی آموزشی به طور خاص سند قاطع و گواه صادقی بر این ادعاست.
شاخص های آموزشی و مقایسه ی ارقام و آمار مربوط به دو سرشماری 1355-1345 ایران که در عین حال مصادف است با اوج به اصطلاح شکوفایی اقتصاد کشور، نشان می دهد که نظام برنامه ریزی و برنامه ریزی آموزشی به دلیل ضعف بنیادی و ریشه ای که از ساختار سیاسی – اقتصادی کشور مایه می گرفت، در عمل تا چه اندازه از اهداف مطروح شده دور شده و مسائل و مشکلات بی شمار و نتایج ناهنجاری برای جامعه به وجود آورده است.
ارقام و اعداد ذیل بیان گر این واقعیت اند:
مبارزه با بی سوادی در ایران از سال 1315 سابقه دارد، ولی هنوز به دلائلی که ذکر شد در صد قابل توجهی از مردم کشور از بی سوادی رنج می برند.
در سال 1345 جمعیت 7 ساله و بالاتر ایران قریب 000/1800/18 میلیون نفر بود. از این تعداد فقط 5/5 میلیون نفر باسواد بودند. یعنی 3/13 میلیون (حدود 6/70 درصد) بی سواد وجود داشت. در سال 1355 رقم جمعیت افراد بالاتر از 7 سال به 26 میلیون می رسد و 1212 میلیون نفر آن (1/47 درصد) باسواد و 1318 میلیون یعنی (9/52 درصد) از بی سوادی رنج می برده اند.
آمار توزیع تعداد بی سوادان در مناطق شهری و روستایی و بین مردان و زنان بعد فاجعه را بیشتر نمایان می سازد.
در سال 1345 جمعیت 7 ساله به بالا در شهرهای ایران 6/7 میلیون نفر بود (مرد و زن) از این تعداد قریب 18/3 میلیون نفر (یعنی 4/50 درصد) باسواد بوده اند و 6/49 درصد بی سواد. از تعداد با سوادان در شهرها در سال 1345 قریب 39/1 میلیون نفر زن (یعنی 3813 درصد) و 7/61 درصد از با سوادان مرد بوده اند.
در مناطق روستایی ظلم بر کل جمعیت و ظلم مضاعف بر زنان در سال 1345 به وضوح معلوم است. در این سال 2/11 میلیون نر در روستا زندگی می کرده اند که فقط 7/1 میلیون نفر آن ها سواد داشته اند (یعنی 1/15 درصد) و بقیه ی روستاییان یعنی (9/84 درصد جمعیت) از نعمت سواد بی بهره بوده اند. نصف جمعیت روستایی کشور را در این سال مردان و قریب نصف دیگر را زنان تشکیل می دادند. از 67/5 میلیون نفر مردان روستایی در سال 1345 قریب 4/1 میلیون (4/25 درصد) باسواد بودند و بقیه (6/74 درصد) مردان روستایی سواد نداشتند. در همین سال جمعیت زنان روستایی 47/5 میلیون نفر بود و فقط 236 هزار نفر از این زنان یعنی 3/4 درصد باسواد و بقیه ی زنان روستایی بالاتر از 7 سال، در سال 1345 (قریب 7/95 درصد زنان) در بی سوادی و جهل به سر می بردند.
ده سال بعد یعنی در سال 1355 از جمعیت 7 سال به بالای کشور در مناطق روستایی (یعنی از 2/13میلیون نفر) فقط 9/3 میلیون نفر با سواد بودند (7/29 درصد) و بقیه یعنی 3/9 میلیون روستایی در سال 1355 هنوز سواد نداشتند (4/70 درصد). در همین سال از جمعیت 6/6 میلیون نفری زنان روستایی بالاتر از 7 سال، قریب یک میلیون نفر باسواد بودند (5/16 درصد) و 6/5 میلیون زن روستایی کشور در این سال (1355) یعنی 5/83 درصد را زنان بی سواد تشکیل می دادند.

مقدمه ای بر نظام آموزشی کشورهای جهان

 

امروزه کشورهای مختلف جهان از ساختارهای آموزشی متفاوتی برخوردار می باشند که طبیعتاً ساختارهای فوق در هرکشوری بنا بر سیاست ها، برنامه ها و اهداف مورد نظر آن کشور متفاوت می باشد. دراین میان، تلاش براین است که نظام آموزشی هر یک از کشورها با تحولات اجتماعی و پیشرفت های فرهنگی متناسب با قرن بیست و یکم هم گام گردد و از سویی دیگر، هماهنگی های لازم بین برنامه های آموزشی و بازار کار در حوزه های مختلف خدماتی، صنایع، کشاورزی، بازرگانی و غیره برقرار گردد.

در طی سال های اخیر، کشور ایران نیز با توجه به ناکارآمدی نظام های آموزشی گذشته در تحقق اهدافی نظیر تناسب تولیدات نظام آموزشی با بازار کار، برخورداری از راه بردها و روی کردهای نوین آموزشی، برخورداری و بهره وری از فن آوری روز در ابعاد مختلف آن و... دست خوش تحولاتی نه چندان گسترده و بعضاً موردی بوده است. اما از آن جا که اعمال تغییرات مذکور هنوز ازشکل آرمانی برخوردار نگردیده است،آشنایی و بررسی ساختار نظام به عنوان سرآغاز مطالعات جامع درخصوص تجارب آموزشی کشورهای مختلف به ویژه کشورهایی که از شرایط و امکانات مشابه کشور ایران برخوردار می باشند مطرح می باشد.

قاره آسیا

در قاره پهناور آسیا با مجموعه متنوعی از نظام های آموزشی مواجه می باشیم که از یک سو برخی به دلیل تطابق بیش تر وضعیت نظام با اهداف از پیش تعیین شده و برخورداری از امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی آموزش دیده از وضعیت مطلوب تری برخوردار بوده و از سوی دیگر برخی نیز با ادامه حاکمیت روش های سنتی برنظام آموزشی مدارس از بازدهی لازم برخوردار نبوده و به دلایل عدم تأمین منابع مالی مورد نیاز، عدم برخوداری از امکانات، فرصت ها، تجهیزات و شرایط لازم از آموزشی پویا محروم می باشند. در این پیش گفتار تجزیه و تحلیل نظام آموزشی کشورهای جهان مد نظر نبوده بلکه به نگاهی توصیفی به اطلاعات موجود اکتفا می گردد.

 مقطع آموزش پایه : براساس قوانین مصوب هر یک از کشورهای جهان بخشی از مقطع تحصیلی به عنوان مقطع آموزش پایه تلقی گردیده و کلیه شهروندان مؤظف اندکه پس از احراز شرایط لازم و قانونی ازآموزش قانونی این مقطع برخوردار گردند. دولت ها نیز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداری هرچه بیشتر شهروندان از این مقطع تسهیلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رایگان مبادرت نمایند.مقطع آموزش اجباری در برخی از کشورهای قاره آسیا (26 درصد) من جمله کشورهای ترکیه، سوریه، ویتنام، ایران، امارات متحده عربی و..... تنها شامل مقطع آموزش ابتدایی و در سایر کشورها نیز (48 درصد) این مقطع دو مقطع آموزش ابتدایی و مقدماتی متوسطه را شامل می گردد.در میان کشورهای آسیایی طولانی ترین مقطع آموزش پایه به کشورهای برونئی دارالسلام با 12 سال و کشورهای آذربایجان، ارمنستان، قزاقستان به مدت 11 سال تعلق دارد. کوتاه ترین مقطع آموزش پایه نیز به کشورهایی اختصاص دارد که آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدایی بوده و حداقل دوره آموزشی 5 سال به طول می انجامد. از جمله کشورهای فوق می توان به کشورهای میانمار، مغولستان، و.یتنام و.....اشاره نمود.

 سن ورود به مقطع آموزش پیش دبستانیی : در میان کشورهای آسیایی کمترین سن ورود به آموزش پیش دبستانیی سن 2 سالگی ( در کشورهای قبرس و اسرائیل(فلسطین اشغالی) و بیش ترین سن ورود به این مقطع سن5 سالگی است که در کشورهای تایلند، اندونزی، ایران و.... مشاهده می گردد. در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای قاره آسیا سن ورود به مقطع آموزش پیش دبستانیی 3 سال (48 درصد) و یا 4 سال (34 درصد) می باشد.لازم به ذکر است مقطع آموزش پیش دبستانیی در عمده نظام های آموزشی کشورهای دنیا اجباری نیست.

 مقطع آموزش ابتدایی : پایین ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن 5 سالگی (در کشورهای، پاکستان، سریلانکا، میانمار) و مسن ترین دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشورهای فلسطین و اردن به دلیل طولانی بودن آن مقطع با 15 سال سن و کشور یمن با 14 سال سن مشاهده می گردد. طولانی ترین مقطع آموزش ابتدایی (10 سال) در کشورهای فلسطین و اردن مشاهده می گردد.

مقطع آموزش متوسطه : مقاطع آموزش رسمی با توجه به اهمیت مقاطع در نظام آموزشی کشورهای جهان به دو مقطع اصلی آموزش ابتدایی و متوسطه تقسیم می گردد در برخی از کشورهای قاره آسیا (14 درصد) نظام آموزشی تنها به دو مقطع مذکور تقسیم شده و از انشعابات بیشتری برخوردار نمی باشد. به عنوان مثال درکشور آنگوئیلا (دوره ابتدایی 10 سال و مقطع متوسطه4 سال)، یمن (دوره ابتدایی 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال ) به طول می انجامد و این درحالی است که در اکثر کشورهای این قاره (86 درصد ) مقطع آموزش متوسطه خود از دو مقطع کوتاه تر با عناوین مقطع مقدماتی متوسطه و مقطع تکمیلی متوسطه متشکل می گردد.کوتاه ترین طول مدت متوسطه در مجموع کشورهای قاره آمریکا در کشور ونزوئلا با طول مدت 2 سال و در کشور السالوادور و برزیل با طول مدت 3 سال و طولانی ترین مقطع متوسطه 8 سال نیز در کشورهای سریلانکا،کویت ودر کشورهای آذربایجان، بنگلادش، ترکمنستان، سنگاپور، هند به مدت (7سال) مشاهده می گردد. طولانی ترین مقطع مقدماتی متوسطه در کشور سریلانکا با 6 سال طول مدت مقطع و کوتاه ترین آن با 2 سال طول مدت مقطع در کشور بوتان مشاهده می گردد. طولانی ترین مقطع تکمیلی متوسطه 4 سال (در کشور های پاکستان، کویت، ایران) و کوتاه ترین مقطع در کشورهای چین، گرجستان، مغولستان، مالدیو و....مشاهده می گردد.

 

 

قاره آفریقا

در قاره آفریقا به دلیل وجود کشورهای متعدد شاهد تنوع زیادی در نظام های آموزشی می باشیم. به طور مسلم اکثریت کشورهای قاره آفریقا در زمره کشورهای توسعه نیافته قرار گرفته و برخی در زمره کشورهای درحال توسعه محسوب می گردند. تبعات چنین وضعیتی در مجموع شرایطی را پدید می آورد که به جز در مواردی معدود، نظام های آموزشی این قاره به دلیل عدم برخورداری از امکانات و تجهیزات لازم، نیروی انسانی متخصص و عدم سرمایه گذاری و پشتیبانی های مالی لازم از کیفیت قابل توجهی برخوردار نباشد. با این وجود کلیه این موارد مانع از این نمی گردد که جنبه های مثبت به صورت موردی وجود نداشته و یا در برخی نمونه های معدود نظام های موفق، تجارب قابل استفاده ای وجود نداشته باشد. ب ه طور کلی از نکات برجسته در مطالعات نظام های آموزشی قاره آسیا می توان به اجرای طرح ها و برنامه های جهانی آموزش اشاره نمود که در جهت رفع محرومیت، افزایش پوشش تحصیلی، ارتقای کیفیت آموزشی و... به اجرا در آمده است. طی تحقیقات به عمل آمده مشخص گردیده است که مطالعه و بررسی راه بردهای فوق تا حدود زیادی راه گشا و اثر بخش بوده است.

 مقطع  آموزش پایه : براساس قوانین مصوب کشور بخشی از مقطع تحصیلی به عنوان مقطع آموزش پایه تلقی گردیده و کلیه شهروندان مؤظف اندکه پس از احراز شرایط لازم و قانونی از آموزش  قانونی این مقطع برخوردار گردند. دولت ها نیز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداری هرچه بیشتر شهروندان از این مقطع تسهیلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رایگان مبادرت نمایند.

مقطع آموزش پایه در بسیاری از کشورهای قاره آفریقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدایی می گردد مانند (کشورهای اتیوپی، چاد، کامرون، گینه) و این درحالی است که در برخی کشورها نیز (41 درصد) این مقطع از دو مقطع ابتدایی و مقدماتی متوسطه متشکل می گردد. این وضعیت در کشورهای الجزایر، کنگو، تونس، نامبیا، نیجر و.... مشاهده می گردد.

لازم به ذکر است برخی از کشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به این مقطع را گزارش نکرده اند. در میان کشورهایی آفریقایی طولانی ترین مقطع آموزش پایه به کشورهای ری یونیون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.

کوتاه ترین مقطع آموزش پایه نیز به کشورهایی اختصاص دارد که آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدایی با حداقل دوره آموزشی 4 ساله می باشد که از آن جمله می توان به کشورهای سائوتومه و پرنسیپه اشاره نمود.

سن ورود به آموزش پیش دبستانیی: درمیان کشورهای آفریقایی کمترین سن ورود به آموزش پیش دبستانیی سن 2 سالگی (در کشورهای ری یونیون ) و بیش ترین سن ورود به این مقطع سن 6 سالگی است که در کشور نامیبیا مشاهده می گردد. در اکثر کشورهای این قاره سن ورود به مقطع پیش دبستانیی در سنین 3 سال (38 درصد) و یا 4 سال (36 درصد) می باشد. لازم به ذکر است مقطع آموزش پیش دبستانیی در اکثر نظام های آموزشی کشورهای دنیا اجباری نیست.

مقطع آموزش ابتدایی : پایین ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن 5 سالگی (در کشورهای، سنت هلنا، سیرالئون و موریتوس دیده شده و مسن ترین دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشور لیبی به دلیل طولانی بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده می شود. طولانی ترین مقطع ابتدایی با 9 سال طول مدت مقطع در کشورلیبی پس از آن ها کشورملاوی و سودان با 8 سال مشاهده می گردد. کوتاه ترین طول مقطع نیز4 سال بوده که در کشورهایی مثل سائوتومه و پرنسیپه و آنگولا. مشاهده می گردد.

مقطع آموزش متوسطه : به طورکلی مقاطع آموزش رسمی با توجه به اهمیت مقاطع در نظام آموزشی کشورهای جهان به دو مقطع اصلی آموزش ابتدایی و متوسطه تقسیم می گردد. در برخی از کشورهای قاره آفریقا (12/5 درصد) نظام آموزشی تنها به دو مقطع مذکور تقسیم شده و از تفکیک بیشتری برخوردار نمی باشد. به عنوان مثال درکشور روآندا (دوره ابتدایی 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، کنیا (دوره ابتدایی 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و لیبی (دوره ابتدایی 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اکثر کشورهای این قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع کوتاه تر تقسیم می شود که با عنوان دوره مقدماتی متوسطه و مقطع تکمیلی متوسطه شناخته می گردد.

کوتاه ترین طول مدت متوسطه در مجموع کشورهای قاره افریقا در کشور های لیبی و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولانی ترین مقطع متوسطه 7 سال در کشورهای گینه. موزامبیک، چاد و.... دیده می شود. طولانی ترین مقطع تکمیلی متوسطه 5 سال است که درکشور موزامبیک دیده شده و کوتاه ترین مقطع در کشورهایی لسوتو، ملاوی آفریقای جنوبی و....مشاهده می گردد.

 

 

قاره آمریکا

 قاره آمریکا خود از دو بخش آمریکای شمالی و جنوبی تشکیل شده است که به طور نسبی می توان چنین تقسیم بندی را به نوعی به بعد آموزشی آن قاره نیز تعمیم داد، چرا که در آمریکای شمالی کیفیت آموزشی دو کشور بزرگ و توسعه یافته کانادا و ایالات متحده آمریکا که قسمت اعظم این قاره را تشکیل داده اند، در مقایسه با دیگر کشورها از مطلوبیت چشم گیری برخوردار می باشد و دلایل این مطلوبیت را می توان در بسیاری از عوامل از جمله توجه سرمایه گذاری همه جانبه در حوزه آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم ترین عوامل توسعه جامعه، مطالعه و تحقیق مستمر برای بهبود روند کیفی و کمی آموزش، برخورداری از وسایل کمک آموزشی و فن آوری روز، شیوه های نوین تربیت معلم و روش های آموزشی و... جستجو کرد. عامل موثر دیگری که نقشی انکارناپذیر بر کیفیت آموزشی دارد برخورداری کشورهای مذکور از نظام آموزشی غیرمتمرکز است، به نحوی که هر یک از ایالت ها دارای «وزارت آموزش و پرورش» مجزا بوده و آن وزارت می تواند در محدوده ایالت خود از استقلال و قدرت تصمیم گیری لازم برای اداره امور برخوردار باشد. همین موضوع سبب رقابتی سازنده بین ایالت های مختلف شده و در نهایت به مدد دیگر عوامل در مقایسه با کشورهای آمریکای جنوبی چهره مطلوبتری از نظام آموزشی را ترسیم می نماید. البته توضیح این نکته ضرورت دارد که بر شمردن امتیازات فوق به منزله نامناسب بودن وضعیت آموزش در کشورهای آمریکای جنوبی نیست، چرا که اصلاحات آموزشی انجام شده یکی و دو دهه اخیر در برخی از کشورها تحولات فراوانی در ارتقاء سطح آموزش آن کشورها به وجود آورده است. مطالعه و بررسی هر کدام از آن موارد می تواند راه گشای کارشناسان و برنامه ریزان آموزشی گردد.

 مقطع آموزش پایه : براساس قوانین مصوب در هرکشور بخشی از مقطع تحصیلی به عنوان مقطع آموزش پایه تلقی شده و همه شهروندان مؤظف می باشند که پس از احراز شرایط لازم و قانونی از آموزش این مقطع برخوردار گردند. دولت نیز به نوبه خود مؤظف است برای برخورداری هرچه بیشتر شهروندان از این مقطع تسهیلات لازم را فراهم نموده و این خدمات را به صورت رایگان ارائه نماید.

مقطع آموزش پایه در برخی از کشورهای این قاره(31 درصد)تنها مقطع ابتدایی را در برمی گیرد برای مثال کشورهای، پاناما، مکزیک، پرو، پاراگوئه و..... و در برخی از کشورهای (69 درصد) نیز کشورهایی مانند، آرژانتین ایالات متحده، آمریکا، دومتیکن گرانادا و..... مشاهده می گردد.

درمیان کشورهای آمریکایی طولانی ترین مقطع آموزش پایه مربوط به کشورهای آنگوئیلا و سنت کریستوفرونویس با 12 سال طول مدت مقطع است. کوتاه ترین مقطع آموزش پایه نیز به کشورهایی اختصاص دارد که آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدایی بوده و حداقل 5 سال به طول می انجامد مانند کشور کلمبیا .

سن ورود به آموزش پیش دبستانی: درمیان کشورهای آمریکایی کمترین سن ورود به آموزش پیش دبستانیی سن 2 سالگی بوده که در کشورهای، گوادلوپ، مارتینی گویان فرانسه و.... مشاهده می گردد و بیش ترین سن ورود به این مقطع 5 سالگی است که کشورهای، پاناما، گواتمالا، کوبا، شیلی از آن جمله اند. در اکثر کشورهای این قاره سن ورود به مقطع پیش دبستانیی 3 سال (47 درصد) است.

 مقطع آموزش ابتدایی : پایین ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن 5 سالگی است که در کشورهای، باهاما بلیز و سنت لوسیا و.... دیده می شود و مسن ترین دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشور السالوادور و به دلیل طولانی بودن آن مقطع با 15 سال سن و سپس کشورهای برزیل و ونزوئلا با 14 سال سن مشاهده می گردد. طولانی ترین مقطع ابتدایی با 9 سال  در کشورهای السالوادور و ونزوئلا و پس از آن ها کشورهای دومینیکن، شیلی برزیل و..... با 8 سال طول مدت مقطع مشاهده می گردد.کوتاه ترین طول مقطع 5 سال بوده که در کشورهایی مثل، کلمبیا گویان، فرانسه گودالوپ و.... به اجرا درمی آید.

مقطع آموزش متوسطه : به طور کلی مقطع های آموزش رسمی با توجه به اهمیت مقطع ها در نظام آموزشی کشورهای جهان به دو بخش اصلی ابتدایی و متوسطه تقسیم می گردد در برخی از کشورها قاره آمریکا (35 درصد) برای مثال کشور آنگوئیلا (دوره ابتدایی 7 سال ومقطع متوسطه 5 سال)، بلیز (دوره ابتدایی 8 سال ومقطع متوسطه 4 سال )، و برزیل ( دوره ابتدایی 8 سال ومقطع متوسطه 3 سال ) نظام آموزشی تنها به دو گروه مورد اشاره تقسیم گردیده و از تفکیک بیشتری برخودار نمی باشد. اما در اکثر کشورهای این قاره (65 درصد ) مقطع متوسطه به دو مقطع کوتاه تر تقسیم گردیده که با عنوان مقطع مقدماتی متوسطه و مقطع تکمیلی متوسطه شناخته می شوند.کوتاه ترین طول مدت متوسطه در مجموع کشورهای قاره امریکا در کشور ونزوئلا با طول مدت 2 سال و در کشور السالوادور و برزیل باطول مدت 3 سال مشاهده شده و طولانی ترین مقطع متوسطه 7 سال در کشورهای جامائیکا، سورینام، گودالوپ و..... به اجرا در می آید. طولانی ترین مقطع مقدماتی متوسطه در کشور سنت ویسنت و گرنادین با 5 سال طول مقطع و سپس کشورهای پرو و شیلی دیده می شود. طولانی ترین مقطع تکمیلی متوسطه 4 سال است که در کشور جامائیکا دیده شده و کوتاه ترین مقطع با 2 سال طول مدت مقطع مانند هندوراس، نیکاراگوا و آرژانتین و .... به اجرا در می آید.

 

 

قاره اروپا

درمیان قاره های جهان قاره اروپا را می توان به عنوان جایگاهی قلمداد کرد که مجموعه ای از پیشرفته ترین و متنوع ترین نظام های آموزشی را در خود جای داده است. دلایل پیشرفت این نظام ها را می توان در عواملی ذیل جستجو نمود:

1- استقرار و اجتماع اکثر کشورهای توسعه یافته در این قاره،

2- قدمت فرهنگی و سوابق ممتد و طولانی علمی و آموزشی در هر یک از کشورها،

3- وقوف براهمیت و نقش آموزش و پرورش در توسعه جامعه و سرمایه گذاری های لازم در این زمینه،

4- شناسایی و بهره برداری مفید کشورها از منابع، ظرفیت ها و پتانسیل های موجود خود،

5- برنامه ریزی و آینده نگری ها لازم،

6- ساختار مناسب مدیریتی حاکم بر نظام آموزشی،

7- بهره گیری از مشارکت های مؤثر مردمی،

8- برخورداری و به کارگیری فن آوری پیشرفته در چارچوب برنامه آموزشی

 لازم به توضیح است میزان کارآیی نظام های آموزشی و برخوداری از عوامل فوق در کشورهای این قاره یک سان نبوده و می توان کشورهای مختلف را از این نظر به سطوحی مختلفی تقسیم بندی نمود. اما شاخص ترین نمونه ها را می توان در کشورهای آلمان، انگلیس، اسکاندیناوی و... مشاهده کرد. همان گونه که در ابتدا نیز در این نوشتار نگاهی توصیفی به ساختار نظام آموزشی مدنظر بوده و طرح مطالب فوق تنها به منظورجلب توجه پژوهش گران و علاقه مندان به این حوزه برای بررسی و مطالعه در زمینه شیوه های مختلف مدیریت و اداره آموزش و پرورش، نوآوری های آموزشی، پیوند آموزش با بازار کار و اشتغال، حضور مؤثر مردم و مشارکت های مردمی در آموزش و غیره است که در گام های بعدی می تواند حوزه مطالعاتی مناسبی را پیش روی علاقه مندان امر آموزش قرار دهد.

مقطع آموزش پایه :  آموزش پایه در تعداد کمی از کشورهای این قاره (7 درصد) برای مثال کشورهای آلبانی، مقدونیه، لهستان و..... تنها مقطع ابتدایی را در برمی گیرد. در اکثر کشورها نیز (88 درصد) این مقطع شامل مقطع ابتدایی و مقدماتی متوسطه می گردد. این وضعیت در کشورهایی مانند آلمان، بلژیک، انگلیس، هلند و..... مشاهده می شود. لازم به توضیح است تعداد معدودی از کشورها (5درصد) اطلاعات ویژه این مقطع را گزارش نکرده اند.

درمیان کشورهای اروپایی طولانی ترین مقطع آموزش پایه مربوط به کشور هلند با 13 سال و بعد از آن کشورهایی مانند آلمان، جبل الطارق، بلژیک و... به میزان 12 سال به طول می انجامد. کوتاه ترین مقطع آموزش پایه نیز 8 سال بوده که در کشورهایی مانند اسلوانی، بلغارستان، رومانی، سن مارینو و... مشاهده می گردد.

 سن ورود به آموزش پیش دبستانیی : درمیان کشورهای اروپایی کمترین سن ورود به آموزش پیش دبستانیی سن 2 سالگی بوده که در کشورهای، اسپانیا، ایسلند، فرانسه و.... مشاهده شده و بیش ترین سن ورود به این مقطع 5 سالگی است که تنها در کشور سوئیس به اجرا در می آید. در اکثر کشورهای این قاره سن ورود به مقطع پیش دبستانیی سن 3 سال است.

مقطع آموزش ابتدایی : پایین ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن 4 سالگی است که در کشور جبل الطارق دیده شده و در عین حال پایین ترین سن ورود به این مقطع در جهان می باشد و مسن ترین دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشورهای لهستان و مقدونیه به دلیل طولانی بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده می گردد. طولانی ترین مقطع ابتدایی با 8 سال طول مدت مقطع نیز در کشورهای آلبانی، جبل الطارق و مقدونیه، به اجرا در می آید. کوتاه ترین طول مقطع نیز 3 سال بوده که متعلق به کشورروسیه فدرال می باشد و در عین حال این مدت زمان رکورد کوتاه ترین مقطع ابتدایی در جهان نیز به حساب می آید.

 مقطع آموزش متوسطه : به طور کلی مقطع های آموزش رسمی با توجه به اهمیت آن ها در نظام آموزشی کشورهای جهان به دو بخش اصلی ابتدایی و متوسطه تقسیم می شوند در برخی از کشورها قاره اروپا (7 درصد) برای مثال کشورهای آلبانی، مقدونیه و لهستان (دوره ابتدایی 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال) نظام آموزشی تنها به دو گروه مورد اشاره تقسیم شده و از تفکیک بیشتری برخودار نمی باشد ، اما در اکثر کشورهای این قاره (86 درصد ) مقطع متوسطه به دو مقطع کوتاه تر تقسیم گردیده که با عناوین مقطع مقدماتی متوسطه و مقطع تکمیلی متوسطه شناخته می شوند. کوتاه ترین طول مدت متوسطه در مجموع کشورهای قاره اوروپا در کشورآلبانی، مقدونیه و لهستان با طول مدت 4 سال مشاهده گردیده و طولانی ترین مقطع متوسطه 9 سال می باشد که در کشور آلمان به اجرا در می آید و در عین حال طولانی ترین دوره متوسطه در جهان به حساب می آید. طولانی ترین مقطع مقدماتی متوسطه در کشور آلمان با 6 سال و سپس 5 سال در کشورهای لتونی، لیتوانی، روسیه فدرال و....مشاهده می شود. و کوتاه ترین آن نیز با 2سال طول مدت درکشورهای اسپانیا، استونی، بلژیک، مالت و... به اجرا در می آید. طولانی ترین مقطع تکمیلی متوسطه 5 سال است که در کشورهایی مانند سن مارینو و مالت، و کوتاه ترین مقطع با 2 سال طول مدت مقطع در کشورهایی مانند اوکراین، ایرلند، روسیه سفید و مشاهده می شود.

قاره اقیانوسیه

مقطع آموزش پایه : براساس قوانین مصوب در هرکشور بخشی از مقطع تحصیلی به عنوان مقطع آموزش پایه تلقی گردیده و شهروندان مؤظف اند که پس از احراز شرایط لازم و قانونی ، آموزش  این مقطع را سپری نمایند. دولت نیز به نوبه خود موظف است برای شهروندان واجد شرایط این مقطع تسهیلات لازم را فراهم نموده و این خدمات را به صورت رایگان ارائه نماید.

مقطع آموزش پایه در برخی از کشورهای این قاره (20 درصد) برای مثال کشورهای تووالو، جمهوری وانواتو، ساموآ و..... تنها مقطع ابتدایی، را دربرمی گیرد و در اکثر کشورها نیز (65 درصد) این مقطع شامل دو مقطع ابتدایی و مقدماتی متوسطه می شود. این روال آموزشی در کشورهایی مانند استرالیا، توکلو، زلاندنو، گوام به اجرا در می آید. لازم به توضیح است برخی از کشورها (15 درصد) از دادن اطلاعات مربوط به این مقطع امتناع ورزیده اند. درمیان کشورهای اقیانوسیه طولانی ترین مقطع آموزش پایه مربوط به کشورهای توکلو و سانوآی آمریکا با 12 سال طول مدت مقطع است. کوتاه ترین مقطع آموزش اجباری متعلق به جمهوری وانواتو می باشد که در آن مقطع، آموزش حداقل 6 سال به طول می انجامد.

 سن ورود به آموزش پیش دبستانیی : درمیان کشورهای آمریکایی کمترین سن ورود به آموزش پیش دبستانیی سن 2 سالگی بوده که در کشور زلاندنو مشاهده شده و بیش ترین سن ورود به این مقطع 5 سالگی است که در کشورهای گوام، نائورو و پاپواگینه نو دیده شده است. در نیمی از کشورهای این قاره سن ورود به مقطع پیش دبستانیی سن 3 سالگی بوده و در بقیه کشورها ایسن میزان، از سن 2 سالگی تا 5 سالگی متغیر می باشد.

مقطع آموزش ابتدایی : پایین ترین سن ورود به مقطع آموزش ابتدایی سن 5 سالگی است که در کشورهای استرالیا، توکلو، زلاندنو و.... دیده می شود و مسن ترین دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع ابتدایی نیز در کشورهای توکلوو، توالو و گوام و.... به دلیل طولانی بودن آن مقطع با 13 سال سن مشاهده می شود. طولانی ترین مقطع ابتدایی با 9 سال در توکلوو و پس از آن کشورهای ساموآی آمریکا، گوام و ساموآ با 8 سال طول مدت مقطع مشاهده شده است. طول مقطع نیز 5 سال بوده که در کشورهایی مثل کالدونیای جدید و پولنسیا فرانسه دیده می شود.

 مقطع آموزش متوسطه : به طور کلی مقاطع آموزش رسمی با توجه به اهمیت مقاطع در نظام آموزشی کشورهای جهان به دو بخش اصلی آموزش ابتدایی و متوسطه تقسیم می گردد. در برخی از کشورها قاره اقیانوسیه (45 درصد) نظام آموزشی تنها به دو گروه مورد اشاره تقسیم گردیده و از تفکیک بیشتری برخودار نمی باشد برای مثال کشور توکلو (دوره ابتدایی 9 سال ومقطع متوسطه 2 سال)، نیئو (دوره ابتدایی 6 سال ومقطع متوسطه 6 سال )، و جزیره نورفورک ( دوره ابتدایی 7 سال ومقطع متوسطه 4 سال ). اما در بقیه کشورهای این قاره (55 درصد ) مقطع متوسطه خود به خود به دو مقطع کوتاه تر تقسیم گردیده که با عناوین مقطع مقدماتی متوسطه و مقطع تکمیلی متوسطه شناخته می شوند. کوتاه ترین طول مدت متوسطه در مجموع کشورهای قاره اقیانوسیه در کشور توکلو با مدت 2 سال و در کشورهای تووالو، گوام، نائورو با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولانی ترین مقطع متوسطه 7 سال در کشورهایی مانند تونگا، جمهوری وانواتو، زلاندنو و..... دیده می شود. طولانی ترین مقطع مقدماتی متوسطه در کشورهای پولنسیافرانسه، زلاندنو، کالدونیای جدید و.... با 4 سال طول مقطع و کوتاه ترین آن با 2 سال طول مدت مقطع در کشورهای جزایر اقیانوس آرا م و ساموآی آمریکا دیده می شود. طولانی ترین مقطع تکمیلی متوسطه 3 سال است که در کشورها مانند جزایر کوک، جمهوری وانواتو، زلاندنو و.... دیده شده و کوتاه ترین مقطع با 2 سال طول مدت مقطع در کشورهایی مانند استرالیا، جزایر سلیمان، ساموآ و مشاهده می شود.

روشهای مطالعه

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.

شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.

برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.


برای تغییر عادات مطالعه مراحل زیر را باید در نظر گرفت:


1.   آگاهی (درباره موضوع)

2.   علاقه

3.   ارزیابی (ارزیابی اطلاعات بدست آمده با در نظر گرفتن موقعیتهای موجود)

4.   آزمایش (بکار بستن فکر)

5.   مطابقت خود با فکر تازه و اختیار و قبول آن

انواع روشهای مطالعه=-

 

روش پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

مراحل پیش خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.

مرحله سؤال کردن

پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن

در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.

مرحله تفکر

در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.

مرحله از حفظ گفتنی

در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.

مرحله مرور کردن

این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی

هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:

تکنیک خلاصه برداری

به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصه‌ها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصه‌ها نیز دوباره خلاصه برداری شود.

تکنیک سازماندهی مطالب

این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده می‌شود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:


·    موضوع اصلی: موضوعی که تمامی مطالب را در بر می‌گیرد و بقیه مطالب حول و حوش آن می‌چرخد.

·    نکته‌های اصلی: خطوط و اندیشه‌های اصلی و مهم هستند که در مجموع موضوع اصلی را می‌سازند و از صراحت بیشتری برخوردار است.

·    نکات جزئی: اطلاعات جزئی‌تر هستند که بصورت مثالها ، نمونه‌ها ، عکس و تصویر اطلاعات واقعی مطرح می‌گردند.

تکنیک علامت گذاری در متن

در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقه‌های افراد متفاوت می‌باشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا (موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی) قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.


در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری می‌شود.

حذف عوامل مزاحم فکری

مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول می‌دارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه می‌کاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام می‌دهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین می‌برد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال ، علاقمند و متمرکز هستید.

فراهم کردن محیط مناسب

محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام می‌شود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه می‌شود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است

علل تنبلی وافت تحصیلی

 

1-علل بدنی یا جسمانی 2-علل تربیتی یا ذهنی  3-علل عاطفی 4-ضعف خود آگاه«من»دانش آموز

 5-ابراز مخالفت با محیط.

 

علل جسمانی یا بدنی

 

علل جسمانی  یا  بدنی از علل تنبلی وافت تحصیلی می باشدکه با معاینه دقیق پزشک  مشخص می شود. علل موقت شامل خستگی زمان بلوغ ،بی خوابی ،فشار عصبی ، ناسازگاری خانوادگی، نداشتن تغذیه ی مطلوب همچنین اختلالات داخلی مثل منظم نبودن غددمترشحه ویا اختلال در گوارش وکم خونی ، صرع و اختلالات مغزی که با آزمایشات پزشکی مشخص می شود . جنون زودرس که اولیا به علت عدم آگاهی ازبیماری کودک ونوجوان خودرا سرزنش می کنند درصورتی که علل قطعی این بیماری فراموشی می باشدویاگاهی درزمینه شنوایی وبینایی ضعف دارد و نمی تواند با معلم وهم کلاسی هایش رابطه برقرارکندوتکالیفش را به نحواحسن انجام دهد این قبیل دانش آموزان درمقایسه با سایر دانش آموزان کارهای خودرا به موقع وبهتر انجام می دهند تا مورد سرزنش دیگران قرار نگیرند امّا مشکل اصلی آنها به مرور زمان اعتماد  به خود را از بین می بردلذادلسردشده که درنهایت باعث عقب ماندگی درسی وافت تحصیلی دانش آموز می شود.کودکان چپ دست ،کج نویس وکج. خوان، بچه هایی که خوب می نویسند  ولی نمی توانند بخوانند

 

علل تربیتی وذهنی  

در زمینه تربیتی گاهی معلم ومربی با روش وعملکرد اشتباه خود دانش آموز را به تنبلی محکوم می کند در حالی که شایدعوامل نا مساعدتربیتی اعم ازخانه ومدرسه باعث تنبلی دانش آموزشده است بطور مثال رعایت  نکردن اصول روان شناختی درزمینه تعلیم و تربیت که کلید موفقیت هر معلم است، نادیده  گرفتن  روشهای درست تربیتی و آموزشی ،بکار بردن تبعیض های غلط تشکیل کلاسهای دوسه نوبته با کیفیت آموزشی پایین ، گنجاندن درس ریاضی و.....درچند ساعت پی درپی ، تنظیم  برنامه های سنگین آموزشی و تدریس فشرده و سطحی مواد درسی، بکارگیری ضوابط نامناسب ،اعمال تنبیه های شدید انظباطی ، توقعات بیش از حد معلم،  خشکی نحوه ی تدریس دردروسی مثل ریاضی ، فیزیک وشیمی و بی روحی کلاس درس بدون درنظر گرفتن توان جسمی وروانی دانش آموز . دانش آموزان کودن وعقب مانده نمی توانند مراحل تحصیلی خود را به طور عادی پشت سربگذارند ،افزون بر زمینه عقلی در نحوه ایجاد ارتباط با دیگران نیز ضعیف هستند ودچار کندی ادراک وبی ثباتی روانی می شوند پس نمی توانند روابط عاطفی ایجاد نمایند چون چنین خصوصیاتی در همه ی این دسته ازکودکان یکسان نیست، بایدمدارس خاصی زیر نظرمربیان ویژه ای برای هرگروه ازاینان در نظرگرفته شود،حتی درهرمدرسه نیز بایدکلاس بندی ها به تناسب وضعیت جسمی و روانی بخصوص ضرایب هوشی دانش آموزان رده بندی شود تا در بچه های تند ذهن ایجاد خستگی و در بچه های کند ذهن ایجاد دلسردی نشود. در ضمن معلم ومربی خشن علاوه براینکه باعث افت تحصیلی دانش آموزمی شودگاهی ترس از معلم سخت گیر وخشن به صورت لکنت زبان یا اختلال در دستگاه گوارشی وتنفسی نیزظاهر می شود.

علل عاطفی افت تحصیلی

اکثر دانش آموزانی که از سوی معلمان خود به تنبلی محکوم شده اند دارای ضریب هوشی خوب ویا در حد متوسط بودند که به شرط برخورداری از توجه وکار آیی معلمان به آسانی می توانستند مراحل تحصیل را پشت سر بگذارند وچه بسا از موفقیت هم بهره مند گردند. تجربه وتحقیق نشان می دهد که علل افت در اکثر اینگونه دانش آموزان به مسائل عاطفی و آشفتگی خانواده هایشان بستگی دارد و برخی نیز چوب ندانم کاری و کوتاهی معلم و مربی ونارسائیهای مواد درسی را خورده اند زیرا آشفتگی های ذهنی از جمله نابسامانی کانون خانواده وترس از فروپاشی آن و وحشت ازمعلم وبیزاری از فضای نامساعد آموزشی آغازمی گردد، وکارآیی هوش راکندیا متوقف می سازد. دانش آموزانی که به دلیل عاطفی تنبلی می کنند در زمینه هوشی وتربیتی وبدنی ضعف ندارندتنها نیازهای شدید عاطفی شان آنهارا کم حوصله وکم کاروبه اصطلاح تنبل وانمود می کند. درکنار هر نوع فعالیتی یک کشش عاطفی وجوددارد چنانچه به هر علتی درآن سستی بوجود آید فرد نسبت به آن کار بی علاقه وبه اصطلاح تنبل می شوند.کشش عاطفی وعلاقه فردبه پرداختن هر کاری مهمترین نقش را درشخص به عهده دارد وکارمهم مربی ومعلم ایجاد علاقه جهت هرکاری قبل از اقدام آن می باشدو با تشویق مناسب اورا به ادامه کارترغیب نماید، مهمترین عللی که باعث بی علاقگی درشخص می شود عبارتند از : 1-فرداحساس کند که توا ن ولیاقت انجام کار مورد نظر را ندارد . 2-گماردن به کاری که درحد وتوان جسمی وروحی فرد نباشد . 3-ترس از تنبیه وسرزنش وریشخند بزرگترها. 4-وجوداضطراب روحی وآشفتگی روانی .5-ضعف اعتمادبه نفس. 6-احساس حقارت.7- مهر طلبی. 8- خیالبافی. ضعف خود آگاه «من»دانش آموز نخست باید من وخود آگاه فرد تقویت شود وقتی منِ خودآگاه بر قوه ی اراده حاکم باشد دیگر تحت  تأثیر انگیزه ی ناخود آگاه قرار نمی گیرد ودر انجام کار دقت کافی را ارئه می دهد وهر چه چیرگی«من»  بر علاقه واراده بیشتر باشد تمرکز شدیدتر و دقت عمیق تر می شود در دوره بلوغ من یا خود آگاه شخص  بیشتر به فعالیت های ذهنی واحساسی او معطوف است .به همین خاطر اشخاصی که«من»خودآگاه آنان ضعیف مانده باشد به صورت تنبلی درسی مشاهده می شود.

 

ابرازمخالفت با محیط

انتظارات بیش از حدخانه و مدرسه و اشتباهات تربیتی محیط سبب می شود که دانش آموز از مکانیزم دفاعی تنبلی استفاده ناروا نماید دانش آموز ان با زیگوشی که دراثر تهاجم محیط دلسرد می شوند واکنش هایشان را به صورت تنبلی ارائه می دهند. اشتغال مادران بر دختران تأثیر مثبت داشته ولی تأثیرآن بر پسران منفی می باشد به گفته مولر،بی توجهی وسهل انگاری درنظارت، بیشتر بر پسران تأثیر منفی دارد تا بر دختران ، زیرا پسران فعالتر بوده وبیشتر احتمال گرفتار شدن در مشکلات را

 دارد لذا کاهش نظارت والدین در اثر اشتغال مادر، موجب افت تحصیلی در پسران می شود تا دختران.برخی نیز معتقدند که پسرانی که مادر شاغل دارند در مقایسه با سایرین بیشتر با مادر و خواهر وبرادرن دچار جدل ودر گیری می شوند که دلیل این امر را به افزایش تقاضا از جوان برای کار در خانه نسبت می دهند . پسران بیش از دختران به کار کردن درخانه اعتراض دارند در آن صورت در مدرسه عملکرد ضعیف تری دارند.

 

باشدروزی که ما معلمان واولیا به یاری همدیگر وخداوند منان تمام عوامل بازدارنده ی تحصیلی را شناسایی وازمیان برداریم .

علی کاویانی مدیر مدرسه راهنمایی سنایی خوجین

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 19:48  توسط رضا شعبانی  | 

 

 
کتابفروشی کانون پرورشی و فکری کودکان در فرودگاه مهرآباد در سال ۱۳۵۴

تاریخ آموزش و پرورش در ایران به دوران‌های باستانی و آریاییان نخستین می‌رسد.

 

آموزش در ایران باستان [ویرایش]

نوشتار اصلی: آموزش در ایران باستان

در فلات ایران، دست کم از پانزده هزار سال پیش، انسان زندگی می‌کرده است. دربارهٔ چگونگی آموزش و پروش مردمانی که پیش از آریایی‌ها در این سرزمین زندگی می‌کردند آگاهی چندانی در دست نیست.
نزدیک به چهار هزار سال پیش، آریایی‌ها و از آن جمله مادها، پارسی‌ها و پارتی‌ها به سرزمین ایران مهاجرت کردند. مادها در غرب و پارسی‌ها در جنوب و پارتی‌ها در شرق فلات ایران ماندگار شدند و حکومت‌هایی تشکیل دادند.
مادها در حدود هفصد سال پیش از میلاد در سرزمین‌های غرب ایران چیره شدند و دولت ماد را بنیان گداشتند. در دورهٔ مادها، کودکان و نوجوانان راه و رسم زندگانی و کار و جنگاوری را در خانه و ایل می‌آموختند. آموزش رسمی مخصوص روحانیان بود. روحانیان، گذشته از خواندن و نوشتن، اصول و مراسم دینی، اخترشناسی و شیوه‌های پیشگویی سرنوشت دیگران را در مراکز دینی فرا می‌گرفتند. مردم دیگر از خواندن و نوشتن بی‌بهره بودند. مادها خطی شبیه خط میخی داشتند.[۱]
در دوران هخامنشی، آموزش رسمی ویژهٔ روحانیان زرتشتی (موبدان)، شاهزادگان و دولت‌مردان بود. اما چون در آیین زرتشت آموزش و پرورش به مانند زندگی مهم شمرده شده بود، مردم ایران به پیروی از گفتار حکیمانهٔ زرتشت، یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، اخلاق و مهارت‌های سودمند را به فرزندان خود آموزش می‌دادند. در آن زمان آتشکده‌ها جایگاه رسمی آموزش بودند و موبدان علاوه بر درس‌ها مذهبی، پزشکی، ریاضی و اخترشناسی نیز درس می‌دادند.

نخستین دانشگاه [ویرایش]


در دورهٔ ساسانی فرهنگ و تمدن ایرانی به شرق و غرب گسترش یافت. اما هنوز هم آموزش به گروهی خاص محدود می‌شد. در این دوران مهم‌ترین مرکز علمی و آموزشی دوران باستان، دانشگاه جندی‌شاپور، در شهر گندی شاپور به وجود آمد. این شهر را شاپور ساسانی بنیان نهاد و تا حدود قرن چهارم پس از اسلام آباد بود. در دانشگاه گندی شاپور دانشمندان ایرانی در کنار دانشمندان هندی، یونانی و رومی به فعالیت علمی و بحث و گفت و گو مشغول بودند. وقتی مدرسهٔ آتن در سال ۵۲۹ میلادی بسته شد، بسیاری از دانشمندان یونانی به گندی شاپور مهاجرت کردند. در زمان خسرو انوشیروان بیمارستانی در این شهر ساخته شد و آموزش طب ایرانی، یونانی و هندی رونق گرفت.

آموزش در دوران قاجار [ویرایش]

در دوران قاجار جنگ‌های ایران و روس رخ داد که با شکست ایرانیان و از دست رفتن بخش‌های زیادی از ایران همراه بود. البته ان شکست دردناک باعث شد که دولت‌مردان دلسوز و فرهیختگان جامعهٔ آن روز به علت شکست ایرانیان آگاه شوند که همانا بی‌خبری از دانش و فن آن روزگار بود. از این رو، در سال ۱۲۳۱ هجری قمری، ۵ نفر دانشجو به انگلیس فرستاده شد؛ نخستین چاپخانهٔ سربی در ۱۲۲۷ هجری قمری در تبریز به کار افتاد؛ نخستین روزنامه را میرزا صالح، از دانشجویان فرستاده شده به انگلیس، به نام کاغذ اخبار در ۱۲۵۳ هجری قمری منتشر کرد؛ و نخستین مدرسه به شیوهٔ امروزی با همت میرزا حسن خان رشدیه در ۱۲۵۴ هجری قمری در ارومیه و در سال بعد در تبریز کار خود را آغاز کرد.

بنیان‌گذاری دارالفنون [ویرایش]

دارالفنون مرکز آموزشی دانش و فن نوین بود که در سال ۱۲۳۱ هجری شمسی با تلاش میرزا تقی‌خان امیرکبیر در تهران بنیان‌گذاری شد. نخستین معلمان این مدرسه، اروپایی و بیش‌تر اتریشی بودند. نخست صد نفر فراگیر از میان فرزندان اشراف و بزرگان دولتی برای تحصیل در آن انتخاب شدند که در رشته‌های نظامی، پزشکی، داروسازی، معدن و مهندسی به تحصیل مشغول شدند. دارالفنون آزمایشگاه فیزیک، شیمی و داروسازی و کارخانهٔ شیشه و بلور و شمع‌سازی و چاپ‌خانه داشت و فراگیران علاوه بر مطالعهٔ نظری، به فعالیت‌های عملی نیز می‌پرداختند. برای مثال، مسیو کرشیش اتریشی، که معلم توپخانه و ریاضی بود، به کمک دانش‌جویان خود دستگاه فرستندهٔ تلگراف ساخت که آغازی برای گسترش ارتباط از راه دور در کشور بود.

آموزش و پرورش نوین [ویرایش]

کانون کارآموزی کشور، سال ۱۳۴۹

بر اساس قانون اساسی ایران، آموزش و پرورش برای همهٔ کودکان و نوجوانان ایرانی تا دورهٔ متوسطه رایگان است و دولت وظیفه دارد امکان تحصیل را برای همگان از طریق وزارت آموزش و پرورش فراهم سازد.

نظام آموزشی ایران دارای دورهٔ ابتدایی (پنج سال) دوره راهنمایی (سه سال) دوره متوسطه ( سه سال) و دورهٔ پیش دانشگاهی است. علاقه‌مندان به کارهای عملی و فنی مهارت‌های لازم را در هنرستان‌ها و آموزشگاه‌های کار و دانش می‌گذرانند.

دانش‌آموختگان دوره پیش‌دانشگاهی در صورت موفقیت در آزمون‌های سراسری (کنکور)، به دانشگاه وارد می‌شوند.

وضعیت پرورش تفکر در مدارس ایران [ویرایش]

در نظام آموزشی ایران هرچند که در ظاهر به پرورش تفکر اهمیت داده می‌شود و از اهداف آموزشی به حساب می‌آید ولی در عمل وضعیت به گونه‌ای دیگر است.

مدرسهها، امروزه در ایران با انتقال فراوان مفاهیم تکراری بی‌معنا، فرصت اندیشیدن را از شاگردان گرفته‌اند. در حقیقت نظام آموزشی ایران فقط به کتابهای درسی و حفظ کردن آنها توسط دانش‌آموزان اهمیت می‌دهد. این در حالی است که تنها انتقال اطلاعات برای اندیشیدن کافی نیست. اندیشیدن نیز هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای شناخت حقیقی است.

علت اصلی شکست و ناکامی بیشتر معلمان در برابر نوآوری‌های آموزشی به‌ویژه پرورش تفکر، باورهای غلط و از پیش‌ساختهٔ آنان است. مثلاً معلمان به جای اینکه روش آموختن و اندیشیدن را به شاگردان بیاموزند، آنان را در مقابل دانسته‌ها و واقعیت‌های علمی قرار می‌دهند. به عقیده جروم برونر مهم نیست که شاگردان چه می‌آموزند بلکه مهم این است که چگونه می‌آموزند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:14  توسط رضا شعبانی  | 

 سيستم آموزشي غلط و محافظه کارانه خانواده و مدرسه

 بعضي از موقع ها بررسي يك سيستم وقتي در خارج آن نشسته اي به مراتب ساده تر از موقعي است كه در داخل آن با خود سيستم به كلنجار مشغول هستي . از موقعي كه به كانادا امده ام احساس مي كنم با توجه به مقايسه اي كه مي توانم فرهنگ ايران را با ساير فرهنگ ها كنم درك پيچيده تري از خواص فرهنگي ايران به دست آورده ام. در اين نوشته سعي خواهم كرد به بعضي از مشكلات اصلي نظام آموزشي ايران بپردازم. اين پردازش به معني نفي بسياري از صفات پسنديده ايراني ها نيست، بلکه نگاه به مشکلات و حل آن برای هر چه بهتر کردن فرهنگ ایرانیست.

 سيستم ارزش گذاري غلط منجر به سيستم آموزشي غلط مي شود. آنچه كه كودك ايراني در مدارس و در خانواده بايد ياد بگيرد متاسفانه فاقد بعضي از ضروري ترين نيازهاي يك انسان ایرانی است كه آن هم ناشي از سيستم غلط ارزش گذاري مي باشد. سيستم آموزشي از دو جهت غلط است. 1: آنچه كه به فرد ياد مي دهند . 2: آنچه كه فرد را به ياد گرفتن آن تشويق مي كند.

 سيستم آموزشي خانواده و مدرسه در ايران سيستم آموزشي بسته و فاقد جندجانبه نگريست. به اين معني كه كودك در اين سيستم آموزشي فرصت امتحان بعضي از استعدادهاي خود را نمي يابد و به نوعي در بسياري از استعدادهاي خود سركوب مي شود و از طرف ديگر فرد به علت فرهنگ غلط ارزش گذاري از رفتن به سوي استعدادها و آرزوهاي خود نااميد مي شود .

 یک: آنچه که به فرد ياد مي دهند:  به طور مثال توانایی كار گروهي در ایرانیان به علت فقدان كارهاي گروهي در دبستان ها و ساير مقاطع دچار نخوت و افول مي شود و كلاًَ نوجوان در سيستم آموزشي ايران ياد مي گيرد كه فردي عمل كند. در كنار آن دانش آموز ايراني در مدرسه ياد نمي گيرد كه چگونه رفتار خود را براي كار كردن با جمع پيچيده و منعطف كند و همين عدم آموزش منجر به آن ميشود كه فرد در محيط هاي كار آينده خود به مشکل بر بخورد.

 نظام آموزشي خانواده ايراني در ايجاد يك شخصيت كاري معمولا شكست مي خورد. ريشه شكست آن است كه خانواده (و جامعه) ايراني فرزند خود را فردي پر توقع، مغرور و در عين حال بدون اعتماد به نفس كافي پرورش مي دهد و همين امر باعث مي شود كه جوانان ايراني در بازار كار تنها دنبال كارهایي باشد كه نيازي به فعاليت فراوان و خلاقيت زياد نداشته باشد و تنها سعي كنند كاري راحت با كلاس و روزمره و نه لزوما مفيد انجام دهند. حتي اگر اين به قيمت آن باشد كه سالها وابسته مالي خانواده باشند. جدا از آن عدم وجود اعتماد به نفس كافي که ریشه در ایده آل گرایی دارد، منجر به آن ميشود كه بسیاری از جوان هاي ايراني همه چيز را در آن ور مرزها ببينند. كه اين خود باعث مي شود كه  بسياري از تكنولوژي ها  و الگوريتم هاي ما کاملاً وارداتي باشد. وارد كردن علوم و تكنولوژي و الگوريتم ها در حالت كلي كار مناسبي است اما به شرطی كه به آنچه که خود داريم واقف و معترف باشيم و بتوانيم آنچه را مي گيريم را هم نقد كنيم و متناسب با سیستم جامعه ایران کنیم.

 در سيستم آموزشي ايران بسياري از نيازهاي فردي يك انسان مورد توجه قرار نمي گيرد. به طور مثال چگونگي پرداختن به نيازهاي غريضي مثل تغذيه و مسائل جنسي در كتاب هاي درسي ايران جايي ندارد. آنچه كه بسيار خنده دار مي نمايد آن است كه مسايل جنسي كه از ديدگاه بسياري از روانشناسان غريزه اصلي يك انسان است به طور كامل در نظام آموزشي ايران حذف و مورد انكار قرار مي گيرد. حال سوال آن است كه جوان ايراني كجا و چگونه قرار است با روابط خود با جنس مخالف آشنا شود. آنچه که مسلم است این است كه ريشه بسياري از مشكلات خانوادگي و اجتماعي ناشي از ندانستن حداقل اطلاعاتيست كه در كشورهاي پيشرفته دانستن آن بديهي مي نمايد(با اين كه بسياري از مردم در همين  كشور هاي پيشرفته به دلايل مختلف مانند نفوذ كليساي كاتوليك تمام اطلاعات لازم را ندارند) . به طور مثال معلمي كه كلاس صبح را خشمگينانه شروع مي كند، ناشي از آن مي تواند باشد كه شب خوبي سپري نكرده باشد و يا وجود بعضی از ناراحتی های روحی در بسياري از زنان متاهل ايراني ناشي از براورده نشدن نيازهاي جنسی زن است كه اگر به او و جفتش آموزش مي دادند شاید او به چنین مشکلاتی برخورد نمی کرد. در مورد مسئله تغذيه يك دانش آموز رشته رياضي فاقد آگاهي لازم از نيازهاي تغذيه روزانه خود مي باشد. به طور مثال يك فارغ التحصيل رياضي شايد نداند كه نياز روزانه او به انواع ويتامين به چه ميزان ميباشد یا یک سیستم تغذیه خوب چگونه است. جدا از آن من بر این عقیده هستم که نیاز دانش آموز رشته ریاضی ما به دانستن تاریخ صحیح ایران و جهان بیش از آن چیزی است که به او یاد می دهند. چرا که با دانستن تاریخ است که شهود فرد از مسایل اجتماعی بالا می رود. 

 

با اينكه خود من علاقه مند شديد علوم رياضي ميباشم برايم جاي بسي سوال است كه آيا يك دانش آموز رشته رياضي فيزيك بايد تا اين حد آشنا به مثلثات و هندسه باشد؟ آيا دانستن بسياري از مسائل روزمره و اجتماعي براي او ضروري تر نيست؟ آيا نمي شد بسياري از اين مباحث را بعد از ورود او به دانشگاه به او تعليم داد یا اختیاری کرد؟ آيا وقتي اكثريت دانش آموزان مدارس قرار نيست وارد دانشگاه شوند مطالب  ضروري تري براي ياد گرفتن براي آنها وجود ندارد؟ سوال اصلی این است که احتیاجات اصلی دانش آموزان ایرانی که اکثر آنان قرار است به همین تحصیلات بسنده کنند چیست؟

علوم انساني در ايران بيشتر از آنچه كه تحليل و ريشه يابي مسائل انساني و اجتماعي باشد، علومي حفظي است كه سعي دارد مطالب را به سبك مكتب خانه هاي قديم  قطعي و حفظي بيان كند، در حالي كه واقعيت علوم انساني چيزي جز همين تحليل و بررسي و شك نيست.

 

 دو- آنچه كه  فرد به ياد گرفتن آن تشويق مي شود: بزرگترين مشكل در اين سيستم بسته، نا اميد كردن فرد از حركت به سوي استعدادهاي خود مي باشد. به طور مثال استعدادهاي هنري در سيستم آموزشي ايران نا خود آگاه سركوب مي شود. چرا كه فرد منزلت اجتماعي بالاتري در بسياري از رشته هاي علمي و مهندسي مي بيند كه اين منزلت نه ناشي از نياز اجتماعي بلكه ريشه در فرهنگ معيوب كشور دارد. چرا كه نياز به بسياري از رشته هاي هنري به مراتب بالاتر از بسياري از رشته هاي مهندسي است. از همه بدتر جايگاه پايين رشته هاي علوم انساني و اقتصادي در سيستم فرهنگي ايران است كه كاملا فرهنگ خلاف آن در كشور هاي پيشرفته دنيا برقرار است و بسياري بر اين عقيده اند كه اين يكي از كليدي ترين ريشه هاي عقب ماندگي ايران می باشد. در كشور هاي صنعتي علاقه مردم به انتخاب رشته هاي بازرگاني، مديريت و اقتصاد كاملاً بالاتر از رشته هايست كه در ايران به عنوان بهترين و با کلاس ترین رشته ها شناخته مي شوند. سيستم ارزش گذاري غلط و منجمد در سيستم آموزشي ايران منجر به آن شده است كه ارزش رشته نه بر اساس نياز فرد يا اجتماع بلكه بر اساس معیارهای فرهنگي غلط تعيين شود. 

خلاقيت در سيستم آموزشي ايران مورد تشويق قرار نمي گيرد . چرا كه ارزش گذاري اجتماعي چنان منجمد و كوته نظرانه است كه فرد را از ترديد در بسياري از رفتارهاي اجتماعي باز مي دارد و او را تشويق مي كند كه فردي محافظه كار و همرنگ اطرافش باشد. سيستم خانواده ايراني مسير موفقيت را چنان مشخص مي بيند كه هر مسير ديگري را براي فرد يك جاده مه آلود توصيف ميكند و همين يگانگي راه موفقيت است كه جلوي نو آوري را درايراني مي بندد.اين در حالي است كه هر انسان ظرافت هاي روحي خود را دارد و مسير خوشبختي او در مسيري منحصر به فرد براي خود اوست. چه جنايتي بالاتر از آنكه ما انسان هاي آزاد را در قفس ارزشگذاري خود اسير كنيم كه هم به او ضربه زده ايم و هم به اجتماعي كه آنرا از كارايي او محروم كرده ايم.

 

جامعه ايراني چنان علاقمند به تبيين يك سيستم ملاك گذاري موفقيت كلاسه شده و جهان شمول است كه هر چيزي را درجه بندي مي كند. به طور مثال دانشگاه هاي كشور بدون توجه به قوت هاي فردي هر كدام داراي جايگاهي به نسبه ثابت در ليست ارزشگذاري انتخاب رشته داوطلبان ورود به دانشگاه ها مي باشد و اين امري بسيار خنده دار است چون هر داوطلب قاعدتا از تحصيل خود در دانشگاه بايد دنبال هدفي فردي و رشته ای خاص باشد .

 

نمونه اي ديگر از سيستم ملاك گزاري، سيستم ارزشگذاري محلات يك شهر مي باشد. فكر مي كنم كه انتخاب محل زندگي جدا از اينكه ملاك هاي مشتركي بين همه مردم دارد داراي خصوصيات كاملا فردي مي باشد. به طور مثال نزديكي به محل كار ميزان علاقه به شلوغي، نزديكي به محل تحصيل فرزندان ، نزديكي به قوم و خويشان و بسياري از ملاك هاي ديگر بايد نقش موثرتري در انتخاب منزل يك خانواده داشته باشد. ولي متاسفانه به حدي سيستم ارزش گذاري ثابت و مشخص است كه خانواده ايراني پز و افه اجتماعي را در اكثر اوقات به راحتي خود ترجيح مي دهد.

 

نمونه اي ديگر از اين خاصيت فرهنگي عجيب ابراني در هنگام ارزيابي زندگي در كشورهاي خارجي نمود پيدا مي كند. با اينكه خود من قبول دارم كه فيلم ها و رسانه هاي خارجي نقش اساسي در ايجاد اين ارزيابي غلط دارند ولي اين خاصيت فرهنگ ايراني به نوعي در تشديد آن موثر است. چنان ايرانيان از زندگي خوب در آمريكا صحبت مي كنند و چنان در ارزبابي ها ي خود براي زندگي در خارج كشور آمريكا را مدينه فاضله مي دانند كه آدم شك مي كند كه گويا اينان سالهاست كه در آنجا زندگي كرده اند. اين در حالي است كه جامعه سرمايه داري و كاملا راست (از لحاظ فرهنگي و اجتماعي) و از لحاظ فرهنگي سنتي آمريكا دارای مشکلات نه چندان کمی است و يك جامعه كاملا راست مثل آمريكا داراي فاصله طبقاتي عظيم و نا امنی بالا مي باشد. كلا اين زود باوري و ظاهر نگري كه سبب آن مي شود كه عده اي آمريكا را از فيلم هاي آن بشناسند، ريشه در سيستم آموزشي ايران دارد كه جاي شك كردن را از جوانان مي گيرد و به او ياد نمي دهد كه هر ظاهري باطن بسيار پيچيده اي دارد که یافتن آن به این آسانی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 16:0  توسط رضا شعبانی  |